تبليغاتX
سلام ای 7 سالگی من
این اول زندگی بزرگ من است !

سلام ...

ازم پرسیدید که چند سالمه من ۱۱ سالمه  امسال میرم کلاس دویم رانمایی

راستی یه خبر بد خواهرزادم (وبلاگ خاطره هام ) دیشب هالش بد شد  چندبار خون بالا اوورد تا بردیمش بیمارستان  بد بش سرم وسل کردند و امروز میاد خوب فعلا خدافسسسسسسسسسسس

نوشته شده توسط حانیه در ساعت 17:54 | لینک  | 

سلاااااااااااااام...

دوباره اومدم راستی از زلزله بگم اینجا۲بار لرزید  ۵ و ۱۲ شب  ولی هیچکدومو نفهمیدم  بعد میبینمتون

نوشته شده توسط حانیه در ساعت 15:57 | لینک  | 

سلام دوباره اومدم خوب داشتم میگفتم  که زنگ زدیم بهشون مامانم براشون گفت  بعد گفتن برامون میارن اونم که گذاشتیم برای گربه ها  وتموم شد   راستی دیشبو امروزم یک بارون توپی اومد  راستی تازه امروزم مهمون داریم بای
نوشته شده توسط حانیه در ساعت 16:20 | لینک  | 

های...

بازم سلام راستی بچه ها دیشب بعد از افتار بستنی یخی گرفته بودم اخرش که شد یکم اینوریش که کردم  یکدفعه ریخت رو تموم هیکلم اخرم رفتم خودمو شستم

اتفاقا همون شب بیتزام داشتیم   (گفتیم برامون بیارن) چی دیدیم  بیتزائه تیکه تیکه بود  انگار اضافه های غذای میزارو برامون گذشته بودن   ......  این مطلب ادامه دارد

نوشته شده توسط حانیه در ساعت 16:46 | لینک  | 

هلوووووووو...

من یه وقتا فکر میکنم که چرا من به دنیا اومدم ولی فهمیدم چون

 خیلی باهوشم 

دیروز وقت نشد همه چیز رو نگفتم راستش چندتا هندونه توباغچمون دراومده یکی انقدرالبته یکم کوچیک تره  ولی بازم    خیلی گشنمه روزم دیگه خوب فعلا خدافس

نوشته شده توسط حانیه در ساعت 14:36 | لینک  | 

هلووووووووووو...

دلم خیلی خیلی خیلی خیلی براتون تنگ شده انقدر که گو شنم شده    خوب راستش هزارویک بار تا حالا اینارو نوشتم  چون  ماهه شد (خواههی مرفت  راستی ارتیمانم ۱۰رزادم) اینم برای اونه  

والبته این

 

اینم هست

 

 

نوشته شده توسط حانیه در ساعت 17:31 | لینک  | 

 

هلوووو........

حلو حالتوننننننن هس خوب  

حالمن که عالیه  دارم از خوش حالی بال میزنم

مدرسه ها تموم  شد

لاکپشتم مرد

بای

نوشته شده توسط حانیه در ساعت 15:12 | لینک  | 

سلام ...

من از بس درس داشتم نتونستم بنویسم فردا امتحان انشا داریم پیروز هم امتحان ریاضی داشتم و ۲۰ شدم دوشنبه هم امتحان  علوم دارم .

انقدر درسای کلاس چهارم سخته شما که نمی دونید .

امروز ما رو بردند پژو هشکده تازه می دونید ما تو کلاسمون چند نفریم ؟ با من می شیم ۳ نفر

خدافس

نوشته شده توسط حانیه در ساعت 16:54 | لینک  | 

سلام

خوبین ؟

من روز اول مدرسه تو صف کلاس چهارم بودم   دوستم ویدا بهم گفت چرا رفتی تو اون صف ؟ این صف ماست بعد اون دختره که کلاس چهارم بود و جلوی من بود به ویدا  گفت این جهشی خونده...بعد اون یکی چهارمیه  ستایس گفت : ژرا اینجا وایستادی ؟برو تو صف خودتون وایستا بعد دوباره صفورا گفت : این جهشی خونده ....بعد تو زنگ تفریح ...دوستم ویدا گفت ...خیلی نامردی ما رو تنها گذاشتی رفتی کلاس چهارم ؟ ؟؟؟ تازه توی سرویسم هستیم ....کلمو می زنه تو سرویس

ما فردا ریاضی دیکته علوم فارسی  داریم

تازه امروزم خوشنویسی داشتیم

خدافس

نوشته شده توسط حانیه در ساعت 14:21 | لینک  | 

سلاممممممممممممممممممممممممممممممممممم

خوبید ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

من که حالم خیلی خوبه

بگید واسه چی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

چون من یه چیزه خوب قبول شدم

اگه گفتین چیه ؟
حالا که نمی تونید بگید خودم می گم

من

خوب

امتحان

جهشی

قبول

شدمممممممممممممممممممممممممم

 

آخ جوووووووووووووووووووونم

دلتون آب بشه

دیدید از اول اول اولش خودم گفتم قبول می شم

ولی شما هیچکدومتون نگفته بودید

همین دیگه

بابای

نوشته شده توسط حانیه در ساعت 13:8 | لینک  | 

دوستای گلم

 

واسم دعا کنید

نوشته شده توسط حانیه در ساعت 15:41 | لینک  | 

سلام

من یه جوجه تیغی قشنگ داشتم

اون همیشه با قوزک پاهاش راه می رفت

فکر کنم الان مرده

چون فرار کرده از توی باقچه

من انقدر دوستش داشتم انقدر دوستش داشتم ولی حیف

البته نمی دونم که مرده یا نمرده شاید یکی الان پیداش کرده داره بهش آب می ده نون می ده

وقتی هم تو باغ بودیم یه چاله بود تو باغ می رفت اونجا گرد می شد و می خوابید

تیغ هم پرت نمی کرد اخه اون خیلی کوچولو موچولو بود امدازه ی کف دست خودم

یه بار صبح که پاشدم اونوریش کردم دیدم گوله شده گرد شده خوابیده فقط کله اش دیده می شد

جوجه تیغی من تیک داشت هر صدای یه دفه ای که می یومد یهو می پرید

دماغشم خیلی دراز بود انقدرم که بو می کشید همش دماغش خیس بود

یه بارم افتاد تو آب اونوقت خواهرم برش داشت خشکش کرد بعدم گداشتیمش تو جعبه که فرار نکنه اما اون فرار کرد و رفت

قبلا ها هم هر وقت می ذاشتیمش تو جعبه کله اش رو می ورد بیرون که فرار کنه

الانم که پیش ما نیست

خدافس

نوشته شده توسط حانیه در ساعت 11:50 | لینک  | 

سلام

من یه وقتا فکر میکنم که چرا من به دنیا اومدم

ولی فهمیدم چون خیلی باهوشم.....

بازم باسم نظر بزارین....

منو تو تلوزیون نشون دادن

تابستون خوش بگذره

خدافسسسسسسسسسسسسسسسسسس

نوشته شده توسط حانیه در ساعت 21:18 | لینک  | 

سلام

من خیلی وقته که اینجا نبودم

شما هم به وبلاگم سر بزنید

چند وقت نبودم فکر نکنید که دیگه نمی ام

این چند وقتی که نبودم امتحان داشتم

یکی از امتحاهانای دیکته ام را ۵/۱۹ شدم

چقدر بد

راستی سیزده بدر بهتون خوش گذشته باشه

من در سیزده بدر گم شدم

و همه نگران من شدند

 

کلاس باله ام خوبه

یکماه کلاسم تشکیل نشد

چهارشنبه هم روز معلم است روز معلم خیای باحاله  ها

حالا یه جوک بگم

به یه اصفهانیه می گن با کالسکه جمله بساز

می گه : این سیب کالسکه

هه هه  هه

باحال بود

خوب دیگه خدافس

بهم سر بزنینااااااااااااااااااااااااااااااااااا

نوشته شده توسط حانیه در ساعت 20:38 | لینک  | 

سلام

خوب بقیه داستانم :

اون خرسکی که گفتم اول آدم بود بعد یه دفعه ای یه نور رفت تو چشمش بعد اونو قت کور شد وقتی که کور شد مرد

بعد خرس شد

چهار شنبه سوری هم با حال بود ولی اونقدر باحالم نبود چون تو کوچه ما یه پرنده هم پر نمیزد

خوب سال نو همه مبارک باد

سال نو چهارشنبه 1 فروردین ساعت 3 و ... می باشد

خوب ما برای عید می خوایم بریم مسافرت تازه خوشبه حال من که یه عالمه خواهر دارم .

اینم عکسه عیدددددددد

خدا حافظ

سال دیگه می بینمتون

نوشته شده توسط حانیه در ساعت 18:38 | لینک  |